صفحه نخست دانشکده علامه سيد مرتضي عسکري تأليفات
علامه عسکري(ره)
مقالات انتشارات پايان نامه ها کتابخانه ارتباط با ما
سیّد رضی


او نه تنها شاعرى كم نظير بلكه سرآمد شعراى عصر، و بزرگترين شاعر دودمان ابو طالب، و نويسنده‏ اى توانا و پركار و سخن سنج بود. با اين كه چيزى از مال دنيا نمى‏ اندوخت، مع الوصف با همّت عالى خود، مدرسه‏ اى شبانه روزى براى تحصيل و اسكان دانشجويان علوم دينى تأسيس كرد، و آن را «دار العلم» ناميد.

نامش محمّد و القابش «شريف رضى»، «ذو المنقبتین»، «ذو الحسبين» و «الشّریف الأجل» است، و ما در زبان فارسى او را به همان لقب «سيّد رضى» مى‏خوانيم، او که دوّمين پسر دانشمند «حسين بن احمد» ملقّب به«طاهر ذوالمناقب» بود، در سال ۳۵۹ هجرى، در شهر تاريخى بغداد كه آن روز بزرگ ترين پايگاه علوم اسلامى بود، به دنيا آمد.(۱)

خاندان سيّد رضى

خاندان سيّد رضى يكى از خاندان‏ هاى بزرگ علمى و دينى و پارساى شيعه اماميّه، وابسته به دودمان پاك پيغمبر و سلاله امير المؤمنين و فاطمه زهرا بانوى بانوان جهان صلوات اللّه عليهم أجمعين است. در خانواده او مردان و زنان دانشمند و بزرگوارِ بلند آوازه، زياد بوده‏اند. با اين كه او در نيمه دوّم قرن چهارم هجرى مى‏زيسته، مع الوصف از جانب پدر با پنج واسطه به حضرت موسى بن جعفر امام هفتم عليهما السلام مى‏رسد. بدين گونه: «محمد بن حسين بن موسى بن محمد بن موسى بن ابراهيم مجاب فرزند بزرگوار امام موسى كاظم عليه السلام. او از جانب مادر نيز علوى است و مانند پدر به حضرت امام حسين علیه السّلام منتهى مى‏گردد. در حقيقت او از طرف پدر و مادر «حسينى» است. مادر وى فاطمه، نواده ناصر كبير است كه با چهار واسطه به حضرت امام زين العابدين عليه السلام نسبت مى‏رساند.(۲)

سيّد مرتضى برادر بزرگ سیّد رضی

سيد رضى گذشته از پدر و مادر، افتخار ديگرى نيز داشته است كه پس از انتساب به ائمه معصومين علیهم السّلام و پدرانى بزرگوار، سر آمد افتخارات او به شمار مى‏رفته، و آن داشتن برادرى بزرگتر به نام على و ملقب به «علم الهدى» و «سيّد مرتضى» است كه با رضى از يك پدر و مادر بوده است. سيّد مرتضى در سال ۳۵۵ هجرى يعنى چهار سال قبل از ولادت برادرش سيد رضى در بغداد ديده به دنيا گشود، و در همان اوان كودكى آثار نبوغ و برازندگى از ناصيه‏اش آشكار بود. سيّد مرتضى كه به واسطه مجد و عظمت شخصى به «ذو المجدين» هم ملقّب شد، همراه برادرش سيّد رضى در نزد شيخ مفيد و ديگر استادان عصر، تحصيلات خود را در علوم و فنون گوناگون آغاز كرد، و از خرمن دانش‏هاى آنان به خصوص شيخ مفيد كه سر آمد علماى عصر بود، خوشه‏ها چيد، و از فضائل اخلاقى او بهره‏ها گرفت.(۳)

نگاهى به مقام علمى و خدمات سيّد رضى

سيّد رضى، از همان سنين كودكى زير نظر پدر عالي قدر و مادر دانشمند و بزرگوارش، به آموزش قرآن مجيد و علوم ادبى و دينى پرداخت، نكته قابل توجه اينجاست كه سيّد رضى علوم مختلف را پيش از بلوغ، نزد اساتيد مسلّم فنّ و مبتكرين علوم، تحصيل نمود و در هفده سالگى اقدام به تدريس و تأليف و تصنيف علوم و فنونى كه اندوخته بود نمود، و بيست سال از عمرش گذشته بود كه از فراگيرى كليّه علوم متداول عصر، فراغت حاصل كرد، و از تحصيل آن ها نزد اساتيد بزرگ زمان خود، بى ‏نياز گشت. سيّد رضى در فرا گرفتن علوم و فنون بسيار حريص بود. از هر كه مى‏توانست بهره‏ مند گردد خوددارى نمى‏كرد، و در اين خصوص ميان شيعه و سنّى و مسلمان و كافر فرق نمى‏گذاشت. علوم و فنونى كه در آن عصر معمول و متداول بود و سيّد رضى آنها را تحصيل نمود، و در بيشتر آن ها هم كتاب نوشته است، عبارتند از: صرف، نحو، قرائت، انساب، تفسير، حديث، كلام، فقه، اصول، عروض، قوافى و ... . او نه تنها شاعرى كم نظير بلكه سرآمد شعراى عصر، و بزرگترين شاعر دودمان ابو طالب، و نويسنده‏اى توانا و پركار و سخن سنج بود.(۴) با اين كه چيزى از مال دنيا نمى‏ اندوخت، مع الوصف با همّت عالى خود، مدرسه‏ اى شبانه روزى براى تحصيل و اسكان دانشجويان علوم دينى تأسيس كرد، و آن را «دار العلم» ناميد، و او نخستين كسى است كه در اسلام مدرسه علمى شبانه روزى با كليّه لوازم و كتابخانه تأسيس كرد. سيّد مرتضى برادر بزرگترش نيز «دار العلم» داشت، و شيخ طوسى و قاضى عبد العزيز ابن برّاج از شاگردان آن به شمار مى‏روند. ولى درست روشن نيست كه دار العلم سيّد رضى مقدّم بود يا دار العلم سيّد مرتضى. دار العلم سيّد رضى تقريبا هشتاد سال پيش از تأسيس مدرسه نظاميّه بغداد توسط نظام الملك طوسى بوده كه با مخارج هنگفت دولتى تأسيس شد.(۵)

نهج البلاغه تألیف سیّد رضی

با همه گرفتارى كه داشت، و آن همه شعرى كه گفته، و رسائلى كه نوشته بود، و رسيدگى به امور دار العلم، و كارهاى ديگر، توفيق يافت تا كتاب هاى ارزنده و آثار گران قدرى از خود به يادگار بگذارد، كه از همه مشهورتر، كتاب با عظمت نهج البلاغه است كه آن را در سال ۴۰۰ هجری قمری، يعنى شش سال قبل از وفاتش نوشته است.

نكته ديگرى كه بايد در اينجا ياد آور شويم اين است كه نهج البلاغه مشهورترين اثر سيّد رضى كه پس از قرآن مجيد، عالي ترين كتابی است كه جهان عرب و اسلام در اختيار دارد، و گنجينه‏اى از علوم دينى و ادب عربى و معارف بشرى است، براى نخستين بار طبق نوشته قطب الدين راوندى، توسط دختر سيّد مرتضى، يعنى برادر زاده سيّد رضى، از مؤلّف آن يعنى عمويش رضى، روايت شده است.(۶)

مکارم اخلاق سیّد رضی

سيّد رضى دانشمندى خوش سيما، با مهابت، صريح اللهجه، و انسانى آزاده، مهربان و داراى عواطف خارق العاده و همّتى بس عالى بود. در سال ۴۰۱ يعنى يك سال پس از تأليف نهج البلاغه كه سيّد رضى ۴۲ ساله بود، ملاقاتى ميان او و بهاء الدوله ديلمى پسر عضد الدوله روى داد، و چنان مهابتى از وى در دل پادشاه مقتدر ديلمى كه در بغداد بر سراسر قلمرو بنى عبّاس حكم مى‏راند، نشست كه وى را «سيّد اجل» خواند، و اين تعبير در آن روزگاران از پادشاهى يا خليفه‏اى نسبت به كسى ديده نشده بود. سيّد رضى در عزّت نفس، وفادارى، سخاوت و بلند نظرى، رفاقت و دوستى، عشق به علم و كتاب و شعر و نويسندگى در عصر خود مانند نداشت. اين معنى را اغلب كسانى كه از وى سخن گفته‏اند، يادآور شده‏اند. نسبت به مبادى دينى و جهات شرعى سخت پاى‏ بند بود، و از تملّق و چاپلوسى به طور خارق العاده‏اى احتراز مى‏جست. در قصائدى كه طبق رسوم عصر، خطاب به خلفاى عبّاسى، يا سلاطين ديلمى يا وزراى آن ها و دانشمندان عصر و دوستان خود مى‏سرود، هرگز از مرز حقيقت تجاوز نمى‏كرد، و همه جنبه عاطفى و دوستى يا مداراى با آن ها داشت. صله و جوائز شعر را از هيچ كس نپذيرفت، چند بار بخشش و جوائز بهاء الدوله ديلمى را باز گرداند، حتّى صله شعر را از پدرش آن هم در سن نه سالگى قبول نكرد ولى در عوض، خود بسيار بلند نظر و دست و دل باز و بخشنده بود. به خصوص نسبت به اهل علم و سادات خويشتن‏ دار نبود. سيّد رضى هم دانشمند دينى، و هم شاعر برازنده عصر، و هم نويسنده كم نظير، و هم داراى مناصب مهمّى بود كه مى‏بايد به شخصيت بزرگى چون او تعلّق گيرد مانند: نقابت، امارت حاج، و رياست ديوان مظالم.(۷)

سيّد رضى از نگاه ديگران

دانشمندان زيادى در باره سيّد رضى سخن گفته‏اند كه ما كلمات برخى از آنان را نقل مى‏كنيم:

۱-ثعالبى كه معاصر وى بوده است در باره ‏اش گفته است: «او امروز روشنفكرترين مردم عصر و شريف ترين سادات عراق است و گذشته از اصالت نسب و حسب، به ادب آشكار و فضل كامل آراسته است ... ».

۲-ابن جوزى در المنتظم مى‏گويد: «رضى بزرگ طالبيين در بغداد بود، وى قرآن را در مدّت كمى بعد از آنكه سنّش از سى گذشته بود حفظ كرد و فقه را نيز، به طور عميق و قوى شناخت و فرا گرفت، او دانشمندى فاضل، شاعرى زبردست، داراى همّت عالى و متديّن بود».

۳-از معاصران، دكتر زكى مبارك، دانشمند معروف مصرى كه خود نويسنده ‏اى چيره ‏دست و مؤلّفى پر قدرت است مى‏نويسد: «اگر همه آثار قلمى سيّد رضى باقى مى‏ماند، آن وقت مى‏توانستيم بگوييم كه او در ميان همه مؤلّفان بزرگ، نويسنده‏اى بى ‏همتاست و داراى مقام بلندى در نويسندگى است».(۸)

وفات سيّد رضى

سيّد رضى مؤلّف نهج البلاغه در سنّ ۴۷ سالگى پس از آن همه افتخارات به جهان باقى شتافت، و با مرگ خويش دنياى علم و فضيلت را عزادار ساخت. ابن خلّكان مى‏نويسد: «پس از مرگش برادرش ابو القاسم على- سيّد مرتضى- كه نتوانست جنازه و مراسم دفن او را بنگرد، به حرم موسى بن جعفر علیهما السّلام رفت، و فخر الملكِ وزير با جماعت بسيارى از مردم بر جنازه وى نماز گزارد. صفدى توضيح بيشترى مى‏دهد و مى‏نويسد: «وقتى سيّد رضى وفات يافت، فخر الملك و تمام اشراف و قضات و شهود و اعيان حضور يافتند، و جنازه او را در خانه‏اش، واقع در «كرخ» دفن كردند. آن گاه مردم دسته دسته وارد خانه شدند، و بر وى نماز گزاردند. در پايان روز وزير سوار شد و به مشهد مقابر قريش (كاظمين) رفت، و مرگ رضى را به برادرش سيّد مرتضى تسليت گفت، و او را واداشت تا به خانه بازگردد. بسيارى از شعرا در رثاء وى شعر گفتند، از جمله برادرش سيّد مرتضى بود. بدن پاك سيّد رضى را مانند پدر و برادرش سيّد مرتضى پس از دفن در كاظمين به كربلا بردند و در جنب مرقد جدّش ابراهيم مجاب فرزند برومند حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام مدفون ساختند.(۹) با اين وصف بايد گفت: خوش درخشيد ولى دولت مستعجل بود. زيرا اين بزرگ مرد علم و دين و شعر و ادب و اخلاق كه مجموعه فضائل و كمالات و نابغه نامى عصر بود، در سن ۴۷ سالگى كه در اوج شهرت قرار داشت، و جهان علم و ادب آن روز و خاص و عام در انتظار خدمات بيشتر و آثار فكرى و قلمى تابناك‏ ترى از وى بودند(۱۰) ، در روز يكشنبه ششم محرم سال ۴۰۶ هجرى در سنّ ۴۷ سالگى در بغداد موطنتش چشم از جهان فرو بست و به جهان باقى شتافت، در حالى كه با بر جاى نهادن كتابى همچون «نهج البلاغه» گزيده‏اى از سخنان امير المؤمنين على عليه السلام تا ابد نامش جاويد و يادش گرامى خواهد ماند رحمة اللّه عليه رحمةً واسعةً.(۱۱)

پی نوشت ها:

برگرفته از کتاب های:

۱-سیّد رضی مؤلّف نهج البلاغه ص۴و۲۳/الشّریف الرّضی(الامینی) ص۱۵/حیاة الشّریف الرّضی ص۵۱.

۲- سیّد رضی مؤلّف نهج البلاغه ص۵.

۳-همان ص۱۸.

۴-همان ص۲۴و۳۹.

۵-یادنامه علّامه شریف رضی(مقالات کنگره ششم) ص۲۹.

۶-همان ص۳۱.

۷-سیّد رضی مؤلّف نهج البلاغه ص۲۴و۲۵/الشّریف الرّضی(کاشف الغطاء) ص۱۲/ یادنامه علّامه شریف رضی(مقالات کنگره ششم) ص۳۱.

۸-پیام امام ج۱ ص۲۴و۲۵.

۹-سیّد رضی مؤلّف نهج البلاغه ص۱۲۸/ الشّریف الرّضی(کاشف الغطاء) ص۱۱۲.

۱۰-سیّد رضی مؤلّف نهج البلاغه همان ص۲۵.

۱۱-یادنامه علّامه شریف رضی(مقالات کنگره ششم) ص۳۱و۳۲.


دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت- مسلم زکی زاده

دانشکده اصول الدين