صفحه نخست دانشکده علامه سيد مرتضي عسکري تأليفات
علامه عسکري(ره)
مقالات انتشارات پايان نامه ها کتابخانه ارتباط با ما
از عاشورا چه درس هايي بايد گرفت؟

«السلام عليک يا ثارالله و ابن ثاره و الوتر الموتور» (1)

عاشوراي سال 61 ه.ق فرا رسيد; حاکميت بني اميه، که ستمگري و جنايت را به اوج رسانده و هر روز بر منکرات مي افزود، متزلزل شده بود. مردان الهي همکاري و همسويي با چنين حکومتي را ذلت محض مي دانستند و اعلام بي لياقتي حاکمان را امري واجب. (2)

از اينرو سيد الشهداء(ع) که با همراهي پاکباختگان دين خدا به صحراي کربلا آمده بود، در آفتاب سوزان ظهر عاشورا در محاصره دشمنان قرار گرفت. در آن موقعيت دشوار که زنان و اطفال خردسالش در معرض اسارت وحشي ترين سفاکان روزگار قرار داشتند، در خيمه هايشان حتي قطره اي آب يافت نمي شد و فرياد «العطش » کودکان از هر سو به گوش مي رسيد، حسين بن علي (ع) در برابر همه سردمداران کفر و مزدورانشان ايستاد و پيام عاشورا را چنين ابلاغ کرد:

الف) آزادي

در بامداد عاشورا، که دشمنان بر گرد امام(ع) حلقه زده بودند عده اي چون قيس بن اشعث و شبث بن ربعي و حجار بن ابجر و يزيد بن حارث به آن حضرت پيشنهاد بيعت با يزيد کردند و گفتند تو تسليم شو، هر چه مي خواهي بکن و به هر سوي مي خواهي برو. امام(ع) در برابر پيشنهاد آنان فرمود:

لا والله لا اعطيکم بيدي اعطاء الذليل و لا اقر اقرار العبيد. (3)

نه، به خدا سوگند، دستم را چون فردي خوار پيش شما دراز نمي کنم و چون بردگان ذلت و خواري را نمي پذيرم.

آن حضرت نزديک ظهر نيز پيام آزادي را تکرار کرد و فرياد برآورد: هيهات منّا الذلّة، هرگز تن به ذلت نمي دهيم و زبوني و خواري از ما دور است.

علاوه بر اين در آخرين لحظات که پيکر پاره پاره اش بر روي زمين افتاده بود، خون خدا از رگهاي بريده اش بيرون مي زد و آن نامردان از خدا بي خبر سمت خيمه گاهش يورش مي بردند، در زير لب آنان را به آزادگي فرا خواند و چنين زمزمه کرد:

يا شيعة آل ابي سفيان ان لم يکن لکم دين و کنتم تخافون المعاد فکونوا احرارا في دنياکم; (4) اي پيروان خاندان ابوسفيان، چنانچه دين خدا را کنار گذاشته ايد و از روز رستاخيز نمي هراسيد پس در دنياي خويش آزاده باشيد.

ب) عرفان و آشنايي با حق

هر چه ظهر عاشورا نزديک تر مي شد، تهديد سپاهيان عمر سعد فزوني مي يافت; وحشت و اضطراب زنان و اطفال خردسال بيشتر مي شد و حسين فاطمه(ع) تنهايي را احساس مي کرد. در چنين موقعيتي، از همه مخلوق بريد و با خالق يکتايش به مناجات پرداخت. او دستش را سمت آسمان بلند کرد و چنين گفت:

اللهم انت ثقتي في کل کرب و انت رجائي في کل شدة و انت لي في کل امر نزل بي ثقة و عدة، کم من هم يضعف فيه الفؤاد و تقل فيه الحيلة و يخذل فيه الصديق و يشمت فيه [به] العدو انزلته بک و شکوته اليک رغبة مني اليک عمن سواک ففرجته عني و کشفته [و کفيتنيه] فانت ولي کل نعمة و صاحب کل حسنة و منتهي کل رغبة. (5)

بارالها، تو در هر اندوه و مشکلي مورد اعتماد مني; در هر سختي مايه اميد و در هر امري که بر من وارد آيد مورد اعتماد و پشتيبان من هستي. غمهايي سبب سستي قلب مي شود و راه چاره انديشي را بر انسان مي بندد، در آن هنگام دوستان انسان را رها مي کنند و دشمنان به نکوهش مي پردازند; چه بسيار چنين غمهايي که به درگاه تو روي آوردم، به تو شکايت کرده، از ديگران روي گرداندم و تو آن غمها را بر طرف ساختي. پس تو عطا کننده هر نعمت، صاحب هر خير و نيکي و پايان هر آرزو و اميدي.

ج) اقامه نماز

ابو ثمامه صيداوي همراه امام مشغول کارزار با دشمنان اسلام بود که هنگام اذان ظهر فرا رسيد. ياور مخلص عاشورا پيشنهاد اقامه نماز جماعت کرد. حضرت فرمود: وقت نماز رسيده است، خداوند تو را از نمازگزارن قرار دهد. امام(ع) دستور داد تا زهير بن قين و سعيد بن عبدالله در جلو بايستند و تهاجم دشمن را پاسخ گويند. آنگاه نماز را آغاز کرد و نزديک به نيمي از مجاهدان از فيض جماعت آن حضرت کامياب شدند. (6)

اقامه نماز در صحنه کربلا، به عنوان بالاترين پيام عاشورا، در زيارات منقول از ائمه اهل بيت(ع) مورد تاکيد قرار گرفته است. زائران امام حسين(ع) به پيروي از معصومان(ع) در زيارت آن حضرت به اين حقيقت والا اشاره مي کنند و مي گويند:

... اشهد انک قد اقمت الصلاة... (7)

د) ايستادگي در برابر باطل

در روز عاشورا، حلقه محاصره حضرت لحظه به لحظه تنگ تر مي شد و سختيهايش فزوني مي يافت. در آن هنگام، که تشنگي بر زنان و اطفال روي آورده، ياران يکي پس از ديگري شربت شهادت مي نوشيدند و خويشاوندان نزديک و فرزندان حضرت در خون خويش دست و پا مي زدند، امام(ع) آن سنگدلان از خدا بي خبر را مخاطب ساخت و فرمود:

تبّاً لکم ايتها الجماعة و ترحاً أ فحين استصرختمونا ولهين متحيرين... .

هلاکت و اندوه بر شما اي گروهي که با اشتياق بسيار ما را به ياري خود خوانديد و چون به ياريتان شتافتيم، با همان شمشيري که به شما سپرديم ما را هدف قرار داديد همان آتشي را که ما براي نابودي دشمن خود و شما افروخته بوديم عليه ما شعله ور ساختيد; بي آنکه دشمنان در ميانتان عدالت گسترده باشند و يا به آينده شان اميدوار باشيد، بر ضد آنان پيمان بستيد و عليه خيرخواهان خود گرد آمديد. واي بر شما، چرا زماني که شمشيرها در نيام و دلها آرام بود و تصميم به همکاري با آنان نداشتيد دست از ما نکشيديد؟ چرا چون ملخهاي تازه پردرآورده شتابزده به پرواز درآمديد و پروانه وار در آتش فتنه فرو ريختيد؟!

اي فرو مايگان، اي بازماندگان احزابي که با پيغمبر خدا جنگيدند، اي نامرداني که کتاب خدا را دور افکنديد و کلمات آن را تحريف کرديد، اي هواداران شيطان، اي کساني که سنتهاي پيامبران را نابود کرديد، آيا به ياري يزيد و بني اميه برخاسته، به آنان اعتماد کرده ايد. و از ياري پسر پيغمبر دست کشيديد؟! آري، اين بي وفايي در شما سابقه دارد; ريشه هاي شما با فريب درآميخته، تنه و شاخه هايتان از آن نيرو گرفته است. شما پست ترين ميوه اي هستيد که گلوگير باغبان خويشيد ولي راحت و گوارا در کام دشمن فرو مي رويد.

الا و ان الدعي بن الدعي قد رکزني بين اثنتين بين السلّة و الذلّة و هيهات منا الذلّة يأبي الله ذلک لنا و رسوله و المؤمنون و حجور طابت و ... (8)

آگاه باشيد، پسر خوانده بني اميه [ابن زياد]، که پدرش نيز پسر خوانده و ناپاک بود، مرا بر دو راهي مرگ و ذلت نگاه داشته است و من هرگز تن به ذلت نخواهم داد. نه خدا به خواري من راضي است، نه پيامبرش، نه مردان با ايمان، نه دامنهاي پاکي که مرا پروريده اند و نه شجاعان و غيوران. هيچ يک از اين گروه از پيروي فرومايگان خشنود نمي شوند و آن را بر کشته شدن کريمان و رادمردان ترجيح نخواهند داد.

در پايان امام(ع) اشعار فروة بن مسيک مرادي را قرائت کرد، اشعاري که مضمونش چنين است:

اگر شما را شکست داديم، از قديم چنين بوده ايم و تازگي ندارد. اگر با شکست رو به رو شديم، باز مغلوب نشده ايم; پيروزي در هر حال با جبهه حق است. ما با ترس خوي نگرفته ايم; اگر کشته شويم، سرنوشت، شهادت در راه خداست.

ه) تسليم محض در برابر حق - جل و علا -

بالاترين پيام سيدالشهداء، در روز عاشورا، تسليم در برابر خداوند سبحان بود. ياران آن حضرت نيز چنين بودند و در برابر امام خويش مي گفتند: اني سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الي يوم القيامة; من تا روز قيامت، با هر که با شما [معصومان] سازش کند، سازش مي کنم و با هر که بر شما [معصومان] سر جنگ داشته باشد مي جنگم.

ياران امام(ع) ظهر عاشورا، بعد از به جاي آوردن نماز ظهر، گويا بيعتي ديگر کردند و بر تسليم بودن خويش در برابر فرماندهي چنين تاکيد کردند: نفوسنا لنفسک الفداء و دماؤنا لدمک الوقاء فوالله لا يصل اليک و الي حرمک سوء و فينا عرق يضرب; (9) جانهاي ما فداي جان تو باد [اي پسر فاطمه] و خونهاي ما فداي خون پاک تو باد. سوگند به خدا، تا وقتي جان در بدن داريم، هرگز به تو و اهل حرمت گزندي نخواهد رسيد.

امام(ع) و يارانش هرگز به پيروزي فکر نمي کردند، بلکه مي خواستند وظيفه الهي خود را انجام دهند. در سايه چنين ديدگاهي اضطراب و دو دلي در آنان راه نمي يافت و از آغاز تا پايان نبرد از آرامشي ويژه مردان الهي برخوردار بودند. سالار شهيدان با توجه به مصايب سنگيني چون در خون غلتيدن ياران، برادران و فرزندان و نيز جراحات فراوان پيکرش چهره بر خاکهاي گرم کربلا نهاد و حديث عشق به خدا و تسليم در برابر خالق را چنين زمزمه کرد:

صبرا علي قضاءک يا رب، لا اله سواک يا غياث المستغيثين، مالي سواک و لا معبود غيرک، صبرا علي حکمک يا غياث من لا غياث له، يا دائما لانفاد له يا محيي الموتي يا قائما علي کل نفس بما کسبت احکم بيني و بينهم و انت خير الحاکمين. (10)

خدايا، در برابر قضا و حکم حتمي ات صبر پيشه مي کنم. خالقي جز تو نيست; اي ياور ياري جويان، غير از تو ياوري ندارم و جز تو معبودي نيست. حکم تو را مي پذيرم، اي فريادرس کسي که فريادرسي ندارد; اي جاودانه اي که پاياني ندارد، اي زنده کننده مردگان و اي قيومي که بر اعمال همه افراد نظارت داري، تو خود ميان من و دشمنانت قضاوت کن; تو بهترين داوراني.

________________________________________

پي نوشتها:

1- بحارالانوار، ج 98، ص 260، ح 41; زيارت بر اساس دستور امام جعفرصادق(ع) است. ترجمه جمله فوق چنين است: سلام و درود بر تو اي خون خدا و اي پسر خون خدا و اي کشته تنهايي که انتقام خونت گرفته نشده است.

2- رک: اصول کافي، ج 1، ص 54، ح 2; بحارالانوار، ج 44، ص 382، ح 2.

3- بحارالانوار، ج 45، ص 7; در کتبي چون مناقب ابن شهر آشوب جمله آخر را چنين نقل کرده اند... و لا افر فرار العبيد. همانند بردگان از پيش شما فرار نخواهم کرد. (مناقب آل ابي طالب، ابن شهر آشوب مازندراني، ج 4، ص 75; الکامل في التاريخ، ابن اثير، ج 4، ص 63; اعلام الوري; اعلام الهدي، الطبرسي، ص 238).

4- بحارالانوار، ج 45، ص 51.

5- کامل ابن اثير، ج 4، ص 60 - 61; ارشاد مفيد، ص 217; بحارالانوار، ج 45، ص 4.

6- بحارالانوار، ج 45، ص 21; املهوف علي قتلي الطفوف، سيد بن طاووس، ص 165.

7- رک: بحارالانوار، ج 98، ص 260.

8- بحارالانوار، ج 45، ص 8; ص 83، ح 10; املهوف علي قتلي الطفوف، سيد بن طاووس، ص 6 - 155.

9- مقتل الحسين(ع)، مقرم، ص 5 - 304.

10- مقتل الحسين(ع)، مقرم، ص 375.

(با تصرف و تلخيص)

http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html

دانشکده اصول الدين