صفحه نخست دانشکده علامه سيد مرتضي عسکري تأليفات
علامه عسکري(ره)
مقالات انتشارات پايان نامه ها کتابخانه ارتباط با ما
نگين ربيع الثاني

بي شک مهم ترين واقع ي ماه ربيع الثاني ولادت امام حسن عسکري(ع) پدر گرامي حضرت صاحب الزمان(عج) است که از همين رو براي شيعيان اهميتي مضاعف يافته است.

مروري بر وقايع ماه ربيع الثاني

يکم ربيع الثاني

آغاز قيام توابين در کوفه بر ضد حکومت اموي

بعد از واقعه جانگداز عاشورا، گروه زيادي از مردم کوفه از جريان شهادت امام حسين (عليه السلام) سخت اندوهگين و از اينکه آن حضرت را ياري ننمودند،‌ بسيار پشيمان شدند. آنها در اول ربيع الثاني سال 65 هـ .ق.به فرماندهي « سليمان بن صرد خزاعي» (يکي از شيعيان علي بن ابيطالب(عليه السلام) و ملازم آن حضرت در تمامي جنگها) براي خونخواهي امام حسين(عليه السلام) قيام کردند.

آنها پس از اينکه از کوفه خارج شدند و به کنار مرقد مطهر امام حسين(عليه السلام) رفتند يک شبانه روز ـ و به نقلي سه شبانه روز در کربلا ماندند و در آنجا به گريه و استغفار پرداختند.

دستگاه خلافت از قيام آنان آگاه شد و سپاهيان زيادي را از شام به سمت کوفه براي تقويت لشکر عبيدالله بن زياد گسيل کرد. لشکريان ابن زياد در «عين الورد» ـ منطقه‌اي در شمال بغداد ـ با سپاه آنها وارد جنگ شدند. سپاه توابين در ابتدا پيروزيهايي به دست آوردند؛ اما ارسال نيروهاي زياد و افزوده شدن به تعداد سپاه شام و کثرت جنگها،توابين را به شکست نزديک ‌کرد و پس از آنکه فرمانده آنان، سليمان بن صرد، به شهادت رسيد، سپاهشان منهزم شد و از آنان فقط 27 نفر که مجروح و خسته شده بودند، جان سالم به در بردند و بقيه‌، جملگي به شهادت رسيدند. (1)

چهارم ربيع الثاني

ولادت حضرت عبدالعظيم حسني(عليه السلام)

حضرت عبدالعظيم حسني(عليه السلام) در چهارم ربيع الثاني سال 172 هـ .ق. در شهر مدينه چشم به جهان گشود. ايشان فرزند عبدالله بن علي، ‌از نوادگان امام حسن مجتبي(عليه السلام) است که نسبتش با چهار واسطه به آن حضرت مي‌رسد .(2)

حضرت عبدالعظيم ‌از دانشمندان شيعه و از راويان حديث ائمه معصومين (عليهم السلام) و نيز از شخصيت‌هاي بسيار محبوب و مورد اعتماد نزد اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) به شمار مي‌رفت.

دوران وي گرچه عصر حاکميت عباسيان و ايجاد خفقان و سختگيري نسبت به شيعيان بود، مدافعان دين و حافظان مکتب که روايات امامان را ثبت و نقل مي‌کردند، نقش عمده‌اي در پاسداري و صيانت از فرهنگ والاي اهل بيت (عليهم السلام) داشتند. اين بزرگوار يکي از سنگربانان عقيده تابناک تشيع محسوب مي‌شد که در حفظ و انتشار سخنان ائمه اطهار(عليهم السلام) سخت کوشا بود. ستايش هاي فراوان ائمه (عليهم السلام) از وي، نشان دهنده‌ شخصيت والاي علمي و معنوي اوست. شيخ محمد شريف رازي در مورد ادب آن بزرگوار نسبت به ساحت ائمه معصومين(عليهم السلام) چنين مي‌نويسد: « رفتار و عادت کريمانه حضرت عبدالعظيم(عليه السلام) اين بود که هر وقت وارد مجلس حضرت امام جواد يا امام هادي(سلام الله عليها) مي‌شد، با کمال ادب و خضوع و غايت حيا و تواضع، در حالي که دست‌هاي خود را از ردا بيرون آورده بود، به محضر آن امام سلام مي‌کرد و امام پس از جواب سلام، او را نزديک خود مي‌خواند و در کنار خويش مي‌نشاند؛ به حدي که زانوي مبارکش به زانوي مبارک امام مي‌چسبيد و امام کاملاً از احوال او سؤال مي‌کرد که اين موجب غبطه ديگران مي‌شد». (3)

شيخ صدوق(ره) مي‌نويسد: وقتي حضرت عبدالعظيم(عليه السلام) خدمت امام هادي(عليه السلام) مشرف شد و عقايد خود را اظهار نمود، ‌امام فرمودند: "‌تو از دوستان حقيقي ما هستي"».(4)

مؤلف کتاب جنه النعيم مي‌گويد: «شخصي به نام ابا حماد رازي ـ از شيعيان و مواليان شهر ري ـ با وجود مشکلات آن زمان به سامرا رفت و خدمت امام زمانش حضرت علي النقي(عليه السلام) رسيد و مسايلي را پرسيد. ‌امام ضمن پاسخ به مسايل او فرمود: "اي ابا حماد! هر گاه مشکلي از امور ديني برايت پيش آمد،‌جواب مشکل خود را از عبدالعظيم حسني بخواه و سلام مرا به او برسان"».(5)

در فضيلت زيارت مرقد حضرت عبدالعظيم حسني(عليه السلام) به اين روايت بسنده مي‌کنيم: «مردي از اهل ري، خدمت امام هادي(عليه السلام) رسيد. امام از او پرسيدند: ‌کجا بودي؟ گفت به زيارت سيدالشهدا(عليه السلام) رفته بودم. ‌حضرت فرمودند:‌"بدان که اگر قبر عبدالعظيم حسني (عليه السلام) را زيارت کني گويا حسين بن علي(عليه السلام) را زيارت کرده‌اي"». (6)

پنجم ربيع الثاني

مرگ منتصر بالله عباسي

روز پنجم ربيع‌الثاني 248 هـ .ق. منتصر بالله،‌ يکي ديگر از خلفاي بني عباس، درگذشت. مسعودي در احوالات او مي‌نويسد:‌ «منتصر مردي بود که نسبت به اهل بيت پيامبر خدا(صلي الله عليه و اله) مهربان و عطوف بود و برعکس پدر خويش در مدت خلافتش که شش ماه طول کشيد با خاندان علي(عليه السلام) احسان و نيکي نمود و به هيچ وجه متعرض ايشان نشد و دستور داد فدک را به اولاد امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) برگردانند. در زمان خلافت وي کسي متعرض شيعيان علي(عليه السلام) نشد و او براي علويين مدينه اموالي فرستاد تا بين ايشان تقسيم کنند و همچنين از زيارت قبر امام حسين(عليه السلام) جلوگيري نمي‌کرد».(7)

ششم ربيع الثاني

مرگ هشام بن عبدالملک

روز چهارشنبه،‌ششم ربيع ‌الثاني سال 125 هـ .ق. هشام بن عبدالملک بن مروان در 53 سالگي به درک واصل شد.(8) در حالاتش نوشته‌اند که او مردي بد اخلاق،‌خشن، ‌ستمگر‌، جسور، بخيل، حريص و سياستمدار بوده است و در مدت خلافتش که قريب بيست سال طول کشيد بر مردم بسيار سخت گذشت که در عصر خلفاي پيش سابقه نداشت.

سختگيري بيش از اندازه هشام،‌ به سر حد خشونت ‌رسيد و صرفه‌جويي هاي وي جنبه بخل يافت. بعضي از کمبودهاي اخلاقي و انساني وي اوضاع را بيش از پيش بدتر ‌کرد؛‌ زيرا او فردي کوتاه فکر،‌مستبد و شکاک و بدبين بود؛ ‌از اين رو به هيچ کس اعتماد نمي‌کرد، بلکه براي خنثي کردن توطئه‌هايي که بر ضد او چيده مي‌شد، به عمليات مکارانه و جاسوسي متوسل مي‌شد و از آنجا که آدم زودباوري بود، با يک بدگويي و سوءظن، بهترين شخصيت ها را از بين مي‌برد.(9) هشام بن عبدالملک بارها امام باقر(عليه السلام) و فرزند گراميشان امام صادق (عليه السلام) را به شام احضار نمود و نسبت به ساحت مقدس آن دو بزرگوار جسارت هاي فراوان کرد. او چند بار امام باقر(عليه السلام) را زنداني نمود. در دوران اموي بيشترين اذيت و آزار، از ناحيه هشام بن عبدالملک به اهل بيت (عليهم السلام) وارد شد و کلمات تند و ناسزاهاي او زيد بن علي را در کوفه به سال 121 هـ .ق. به قيام وا داشت؛ ‌چرا که در ملاقات هايي که بين او و هشام روي داد، هشام حتي امام باقر(عليه السلام) را آشکارا مورد اهانت قرار مي‌داد و با تمسخر درباره بني هاشم و اهل بيت(عليهم السلام) سخن مي‌گفت.(10) از فجيع‌ترين جنايت‌هاي هشام،‌ به شهادت رساندن امام باقر(عليه السلام) بود.

هشتم ربيع الثاني

ولادت با سعادت امام حسن عسکري (عليه السلام)

در روز جمعه، هشتم ربيع الثاني سال 232 هـ .ق. ‌يازدهمين اختر تابناک ولايت و امامت، حضرت امام حسن عسکري (عليه السلام) در مدينه چشم به جهان گشود و عالم را به نور جمالش منوّر ساخت.‌ پدر بزرگوارشان امام هادي(عليه السلام) و مادر گراميشان بانويي پارسا و شايسته ، به نام «حُدَيثه» و يا به نقلي « سوسن» بودند. اين بانوي گرامي از زنان نيکوکار و داراي بينش اسلامي بود و در فضيلت ايشان همين بس که پس از شهادت امام حسن عسکري(عليه السلام)، پناهگاه و نقطه اتکاي شيعيان در آن مقطع زماني بسيار بحراني شدند. (11)

اسم شريف آن حضرت، حسن، کنيه ‌شان ابومحمد و القابشان: الزکي، الصامت، الرفيق، النقي، العسکري بود.

از آنجا که يازدهيمن امام شيعه به دستور خليفه عباسي در سامرا در محله «عسکر»،‌ همان محل سکونت سپاهيان و لشکريان دربار عباسي سکونت داشتند تا تمامي رفت و آمد هاي ايشان کنترل شود،‌آن حضرت به «عسکري» مشهور گرديدند.(12)

رسول گرامي اسلام (ص) در حديثي درباره فضايل امام حسن عسکري(عليه السلام) چنين فرمودند: « خداوند او را نور خود در شهرهايش و خليفه خويش در سراسر زمينش قرار داده، همچنين وي را مايه عزت امتش و راهنماي شيعيانش و شفاعت کننده آنها در پيشگاه الهي و مايه عذاب براي مخالفان و حجت براي دوستانش و برهان و دليل براي معتقدان به امامتش قرار داده است».(13)

امام حسن (عليه السلام) پس از پدر گراميشان در 22 سالگي عهده دار منصب امامت شدند و از آنجا که امام هادي (عليه السلام) به امامت ايشان پس از خويش تصريح فرموده بودند، پس از شهادت امام هادي(عليه السلام) تقريباً تمامي شيعيان امامت آن حضرت را پذيرفتند.

امام حسن(عليه السلام) همچون پدران بزرگوارشان عابدترين فرد زمان خويش به شمار مي‌رفتند و بيش از همه به عبادت خداوند مي‌پرداختند. هرگاه امام زنداني مي‌شدند،‌ عبادت آن حضرت زندان‌بانان را تحـت تأثير قـرار مـي‌داد، ‌به گونه‌اي که عبادت و رفتار آن حضرت با زندان ‌بانان موجب شرمندگيشان مي‌شد.(14)

در علم و دانش نيز تاريخ نويسان حضرت را داناترين فرد زمان خود معرفي کرده‌اند و بر اين نکته اتفاق نظر دارند که آن حضرت نه تنها در احکام دين بلکه در تمامي علوم، يگانه عصر خويش به شمار مي‌رفت.

« بختيشوع» پزشک مسيحي به شاگرد خود « بطريق» درباره امام عسکري (عليه السلام) چنين مي‌گويد: «بدان که او داناترين فرد روزگار ماست که روي زمين زندگي مي‌کند». (15)

شايان ذکر است برخي تاريخ نويسان، ولادت امام حسن عسکري(عليه السلام) را چهارم ربيع‌الثاني و بعضي دهم اين ماه نقل کرده‌اند.(16)

پي‌نوشت‌ها:

1. بحارالانوار: ج 45، ص 358.

2. امامزادگان ري: ج 1، ص 78.

3. زندگاني حضرت عبدالعظيم عليه السلام: ص 30.

4. اکمال الدين: ج 2، ص 51.

5. اختر فروزان ري: ص 37.

6. کامل الزيارات: ص 324.

7. تتمه المنتهي" ص 394 - مروج الذهب: ج 4، ص 154.

8. تتمه المنتهي: ص 162.

9. مختصر تاريخ العرب: ص 139.

10. شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد: ج 7، ص 132.

11. انوار البهيه: ص 151.

12. علل الشرايع: ج 1، ص 230.

13. أعلام الوري: ص 380.

14. دلائل الامامه، ص 227.

15. الخرائج و الجرائح: ج 1، ص 432 - بحارالانوار: ج 50، ص 261.

16. وقايع الايام: ص 241.

برگرفته از:روز شمار تاريخ اسلام، مؤسسه جهاني سبطين (ع)

 

دانشکده اصول الدين