صفحه نخست دانشکده علامه سيد مرتضي عسکري تأليفات
علامه عسکري(ره)
مقالات انتشارات پايان نامه ها کتابخانه ارتباط با ما
در میهمانی ملکوت
در ميهماني ملکوت

باز آمدي به بزم باده نوشان شکيبا که دلارام عاشقان شوي.

باز آمدي که دل بري و جان بياوري و نسيم صبح صفا در گيسوي مهرخان بيفکني.

چه مهربان يار و چه نيکو انيس و چه زيبا نديم مني اي اهل غمزه و اغماض، اي ماه بي مثال!

نديم بدي بودم و نديده انگاشتي و باز به سراغم آمدي!

دوباره مرا به ميهماني ملکوت مي خواني و شرم، زبان اجابتم بسته است و بغض حسرت از گذشته ي خويش، راه رهايي از ناي بي نوايي ام مي کاود.

جفا کردم، از تو وفا ديدم.

ديده به رويت بستم و ابواب عفو به رويم گشودي و عاشقانه سفير رحمت دلدارمان شدي.

اشک انابه و لهيب دل و التهاب نگاهم ببين و ببخشاي و سلام صميم مرا دوباره پذير و نامه ي ضيافت از من دريغ مدار!

تو رسول نگار و عشوه ي عرش و کرشمه ي احسان حبيب من و بشارت عنايت اويي.

اي ماه دلاراي صائمان، رمضان!

به سراچه ي قلب غريبم خوش آمدي!

مهجوري من از راه فائزين قدر، حرمان هماره من است و دلجويي تو مي جويم.

سحرت را دوست مي دارم و هلالت بسان ابروي يار است و شبانگاهت عطر نيايش مولادارد.

عطش تو عاشورايي است و صيام، ميثاق ما با قيام ياران نينواست.

غروب تو، طلوع فرحت ايمانيان است و خرسندي دوست؛ و طلوعت غروب رذيلت و ريمني در آفاق انفاس روزه دار.

رمضان، اي موسم غفران و غوغاي عفو!

تو ضيافت جمع علي جويان و محفل انس عاشقان مولايي!

عطشناکي ما در رؤيت هلال تو، عطش ديدار امير عدل و عاطفه، علي (ع) است.

نکهت ولايت از لحظه هاي آسماني تو مي خيزد و جان را به جنان واليان مي خواني.

عجبا از اين ضيافت عظما و محفل زيبا و نشور بي همتا!

اينک آيا بانگ چاووش رحمت را مي شنوي؟

مباد از کاروان نيايشگران و نمازگزاران و سخا صفتان جدا افتي و نديم حرمان و حسرت شوي.

در ماه مهرورزان و در ساحل زيباي ايمانيان، آماده ي آن شو که تن به درياي ناپيدا کرانه ي قدر بسپاري و همپاي طاهران در وادي فطر پا گذاري و آنگاه به مدينة الايثار عاشورا رسي.

پروردگارا!

صيام و افطار و سحر و نيايش و نماز و قنوت و سجود و رکوع مان، بهانه ي تماشاي يک نگاه ناز توست؛ دريغ مان مدار. تشنه ي آب و گرسنه ي طعام نيستيم.

ما تشنه ديدار توييم اي نور زمين و سماوات!

سيه روييم و در سپيدي بحر عنايت خويش، غسيل مان کن و با دلي پاکيزه بر خوان ضيافت رمضان، اذن جلوس مان ده.

شکرا که انتظاري تلخ به سرآمد و وصل شيرين يار، حاصل شد.

اينک سپيده، غاليه دان عطر نيايش مي شود.

عطش رمضان، تذکار عطش عاشوراست.

لب هاي خشک روزه داران، حسين (ع) را زمزمه مي کنند.

تلظي کام تشنگان، شوق وصال درياي ايثار اباالفضل (ع) در ساحل ارادت است.

رمضان، مقدمه ي محرم است.

قدر، دروازه ي شهر نينواست.

صيام، طليعه ي قيام است و صائمين، طلايه داران سپاه قائم آل ياسين (عج).

در بهار وصل سالکانيم و توفيق حضوري دوباره در حلقه ي صالحان و دلدادگان دلارام يافته ايم و اين شايان شکر در آستان خالق است.

دل هايمان را فرش راه يار مي کنيم و با سوز عاشقانه و ترنم واژه هاي زلال وحي، قدوم بهار ياران و فصل وصل بهاري دلان را خوشامد مي گوييم.

در ماه قربت و غفران، حجاب هاي ظلمت و نور، زدوده شده، جمال بي مثال نگار در رواق ديدگان دلدادگان، هويدا خواهد شد. بياييد حضورمان در ميهماني خدا را باور کنيم، غبار خود از خود بروبيم و در جريده ي رمضان ثبت نام کنيم.

ياران رمضان و ياوران عاشورا!

گوارايتان باد خوشگواري ضيافت نور.

اي ميهمانان ملکوت! التماس دعا.

رمضان نامي از نامهاي خدا

رمضان اسمي از اسماء الهي مي باشد و نبايد آن را به تنهايي ذکر کرد مثلا ً بگوييم رمضان آمد يا رفت، بلکه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعني ماه را بايد به اسم اضافه نمود. در اين زمينه هشام بن سالم از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) نقل روايت مي نمايد و مي گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابي جعفر امام باقر (عليه السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم. امام عليه السلام فرمود: نگوييد اين است رمضان و نگوييد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامي از اسماء الله است که نمي رود و نمي آيد که شي ء زائل و نابود شدني مي رود و مي آيد، بلکه بگوييد ماه رمضان، پس ماه را اضافه کنيد در تلفظ به اسم، که اسم، اسم الله مي باشد، و ماه رمضان ماهي است که قرآن در او نازل شده است و خداوند آن را «مثل» و «عيد» قرار داده است همچنانکه پروردگار بزرگ، عيسي بن مريم (سلام الله عليه) را براي بني اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت علي بن ابي طالب (عليه السلام) روايت شده که حضرت فرمود: شما به راستي نمي دانيد که رمضان چيست (و چه فضائلي در او نهفته است!)

واژه رمضان و معناي اصطلاحي آن

رمضان از مصدر «رمض» به مفهوم شدت گرما و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است. انتخاب چنين واژه اي به راستي از دقت نظر و لطافت خاصي برخوردار است چرا که سخن از گداخته شدن است و شايد به تعبيري دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بي امانش، زيرا که رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مي باشد، عطشي ناشي از آفتاب سوزان يا گرماي شديد روزهاي طولاني تابستان و عطش ديگر حاصل از نفس سرکشي که پيوسته مي گدازد و سوزشش به راستي جبران ناپذير است. در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا ً رابطه عکس برقرار است، بدين مفهوم که نفس سرکش با چشيدن آب، تشنه تر مي گردد وهرگز به يک جرعه بسنده نمي کند و پيوسته آدمي را در تلاش خستگي ناپذير جهت ارضاي تمايلات خود وا مي دارد.

منابع :

1- بحار الانوار، جلد 96، ص 376، طبع اسلاميه

2- بحار الانوار، ج 96، ص 377، طبع اسلاميه

آمد رمضان (شعر از مولانا)

آمد رمضان و عيد با ماست

قفل آمد و آن کليد با ماست

بربست دهان و ديده بگشاد

وان نور که ديده ديد با ماست

آمد رمضان به خدمت دل

وان کش که دل آفريد با ماست

در روزه اگر پديد شد رنج

 گنج دل ناپديد با ماست

کرديم ز روزه جان و دل پاک

 هر چند تن پليد با ماست

روزه به زبان حال گويد

کم شو که همه مريد با ماست

چون هست صلاح دين در اين جمع

منصور و ابايزيد با ماست

آموزه روزه

ماه مبارک رمضان، با شکوه و شوکتي شگرف، دوباره به روي مشتاقان شرافت، آغوش مي ‌گشايد و با هلال محرابي ‌اش، هلهله ‌ي اهل پارسايي و پروا مي‌ انگيزد و غوغاي غفران و همايش هدايت مي ‌آغازد و اينک با ضميري شادمانه و نيازي عاشقانه در قدوم بهاران معنويت در اين حرارت طبيعت، غنچه‌هاي غنوده در پرچين پرهيز مي ‌افشانيم و هم آوا با مولاي منتظران، خوش آمدش مي ‌گوييم. شکرا که دوباره ابواب بهشت را گشودند و دريغا اگر با بال بصيرت به اوج رحمت و رهايي نرويم و از اين فرصت فريد فيض، بهره‌ ور نشويم.

يک سال، با فراز و فرود بسيار، رهسپاري نموديم و در راه روشن آيين آسماني ‌مان گام نهاديم و در اين طي طريق از ذخاير معنوي وجودمان سود جستيم و با محرک ايمان باطن به سوي اهداف الهي، قواي ظاهر خويش را به حرکت واداشتيم و اينک ماه مبارک رمضان، هنگامه ‌‌اي است که مي‌ توانيم ذخاير درون را غني سازيم و ريزش‌هاي نفساني را با رويش‌‌هاي سبز «‌صبر» ‌و «صلوة» ‌جبران نماييم. لغزشگاه ها و کژراهه ‌ها آنگاه رخ مي ‌نمايند و آدمي را به خود فرامي ‌خوانند که کاهش ذخاير نفساني آغاز شود و توان حرکت‌ هاي پيش رونده از رهروان سلب گردد. گويا با تشريع روزه براي اهل ايمان، خالق يکتا اراده فرموده که هر سال با انباشت ذخاير نوين معنوي، از توان سير و سلوک در صراط مستقيم کاسته نشده و با امداد از روشنايي روزه و نور نيايش و فروزندگي فطر، فانوس فطرت انفس، پديدار و پايدار بماند.

روزه، آموزه‌ هايي دارد که هر کدام از آنها دريايي از معنا و معنويت را به موج وامي ‌دارد و به اوج عزت مي ‌رساند. روزه، هدفداري و غايت طلبي را در انسان تقويت مي‌ کند و او را به اين باور مي ‌رساند که براي نيل به مطلوب نبايد از دشواري ‌ها و مشکل ‌ها هراسيد. سطح تأمل و تحمل براي روزه‌ داران، بسيار بالاست. هدف و مقصودشان هم زيباست؛ قرب قادر متعال و ايصال به منشأ قدرت مطلق.

تلاش و کوشايي روز افزون و پرهيز از تن آسايي و خويش را در حصر «‌عسر» ‌قرار دادن تا به «‌يسر» ‌نائل شدن، از ديگر آموزه‌‌هاي رمضان است؛ «‌فانّ مع العسر يسرا». ‌در بطن معسرت و سختي، آساني و گشايش، نهان است و براي استحصال گوهر آسايش ، بايد در قعر اقيانوس دشواري غوطه‌ ور شويم و با کند و کاو بسيار، صدف نفس بگشاييم و کنز کرامت آن را به دست آوريم.

بازدارندگي از فرسايش روح و پرهيز از فروغلتيدن در مرداب منيت و رهايي از تنيدن تارهاي روزمره گي در اطراف قلب و انديشه نيز ارمغاني است که صبر و صيام از آسمان براي اهل زمين مي‌ آورند؛ و نيز بازبيني گذشته و مراقبت ‌نفساني در آينده. رمضان، افزون بر اعطاي فرصت خودسازي، ديدگاه مراقبتي و انتقادي نسبت به نفسانيت خويش را به روي روزه‌ داران مي‌ گشايد و با کاستن تعلقات دنيايي، نورانيت و بصيرتي را به دنبال مي ‌آورد که مي ‌توان با نگاهي الهي، اعمال و کردار گذشته را واکاوي نمود و به زشتي و زيبايي آنها با ديده ‌ي انصاف و غير خودبينانه نگريست و نيروي حراست و مراقبت قوي و بازدارنده را در وجود خود پديد آورد و به اين باور رسيد که تا نگاه انتقادي نباشد، عيب و اعوجاج نفس برطرف نخواهد شد؛ و اين امر براي آناني زيبنده ‌تر است که واجد مسؤوليتي سياسي يا اجتماعي هستند، تا با جزم انگاري به اعمال خود نگاه نکنند بلکه به اعمال و عملکرد خود به ديده ‌ي اصلاح و انصاف بنگرند و روش ها ومنش هاي مذموم را کنار بگذارند و خدمت خالصانه را وجهه ‌ي همت خود سازند و بر خواهش هاي نفساني، غلبه کنند و نعمات دنيوي را براي مردم بخواهند و خود به قدر کفايت، بسنده نمايند.

نکته‌ ي آخر؛ همان گونه که روح جمع ‌گرايي و هم انديشي در فرائض و مناسک ديني همانند جهاد، حج، زکات، خمس و نمازهاي جمعه و جماعات حاکم است، روزه نيز از اين قاعده ‌ي زيبا مستثنا نيست. گر چه ظاهر روزه، فريضه ‌اي انفرادي است اما نتيجه و ثمره ‌ي آن به گونه ‌اي است که راه استقرار مساوات و عدالت اجتماعي را هموار مي‌ سازد، روحيه ‌ي بي‌ تفاوتي نسبت به محروميت‌ ها و مسکنت‌ ها را از بين مي ‌برد، طعم گرسنگي و فقر را در کام تمام اقشار جامعه مي‌ پراکند، همگان را از اسراف و مصرف گرايي بازمي ‌دارد، اطعام و انفاق به نيازمندان و يکساني و يکسان نگري انسان ها در محضر مقدس ربوبي را مي ‌آموزد؛ «‌اللهم اغن کل فقير، اللهم اشبع کل جائع، اللهم اکس کل عريان ...» ‌اينها ادعيه ‌‌اي است فرا مليتي با محتواي جهاني نگري، و اينکه منتظر و آرزومند روزي بودن که فقر و گرسنگي و نيازمندي در تمام نقاط دنيا ريشه کن شود؛ در واقع آرزومند فرا رسيدن حاکميت جهاني و عدالت گستر مهدي موعود ارواحنا فداه.

در آستانه ‌ي حلول هلال ماه مبارک رمضان، فرا رسيدن موسم هدايت و همدلي را به تمام مؤمنان و منتظران فرج آل محمد (ص) تهنيت مي‌ ‌گوييم.

رستگاران ماه رمضان

خدا را بي نهايت شاکريم که از خزانه ي موهبت و الطاف بي کران خود بر ما منت نهاد تا دگرباره بتوانيم اين ماه پر برکت و پر فضيلت را درک نماييم؛ ماهي که خداوند متعال در شأن آن مي فرمايد: «شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن هدي لناس و بينات من الهدي و الفرقان...» (ماه رمضان (ماهي است) که در آن براي راهنمايي مردم و بيان راه روشن و هدايت و جدا ساختن حق از باطل ، قرآن نازل شده است.) و در ادامه آيه مي فرمايد: «فمن شهد منکم الشهر فليصمه...» (پس هر که اين ماه را دريابد، بايد که در آن روزه بدارد.) اين قسمت از آيه نيز تأکيد بر وجوب روزه، در اين ماه دارد ولي با اين وجود، مريضان و مسافران را (بر اساس احکامي که در شرع مقدس موجود است) از اين امر عظيم مستثنا دانسته و روزه داري را از آنان ساقط مي نمايد و اين امر واجب را در هنگام سلامتي و فراغت از سفر بر آنان واجب نموده تا کاستي هاي خود را جبران نمايند؛ «و من کان منکم مريضا ً او علي سفر فعدة من ايام اخر» (وهر کس که بيمار يا در سفر باشد به همان تعداد از روزهاي ديگر روزه بگيرد.) و دليل اين امر را سهل و آسان گرفتن پرورگار بر بندگانس مي خواند، به طوري که در ادامه آيه مي فرمايد: «يريد الله بکم اليسر ولا يريد بکم العسر...» (خداوند براي شما آساني و راحتي مي خواهد و خواهان سختي براي شما نيست.) و بندگان خويش را امر به تکميل کسري روزه هايشان مي نمايد؛ «ولتکملو العده...» (و بايد که آن شمار (يعني روزه هايي که به علت هاي ذکر شده نگرفته ايد) را تکميل کنيد.) و در ادامه مي فرمايد: «ولتکبروالله علي ما هديکم و لعلکم تشکرون» (و خدا را بدان سبب که راهنمايي تان کرده است، به بزرگي ياد کنيد و باشد که سپاسگزار باشيد.) (1)

ما بايد اين ماه را بيش از پيش قدر دانسته و از آن کمال استفاده را نماييم، چرا که اين ماه، ماه بسيار پر فضيلتي است و با ماه هاي ديگر قابل مقايسه نيست، چنانچه رسول گرامي اسلام فرمودند: «لما حضر شهر رمضان سبحان الله! ماذا تستقبلون؟! و ماذا يستقبلکم؟! قالها ثلاث مرات» (سبحان الله! به پيشواز عجب ماهي مي رويد؟! و عجب ماهي به شما روي مي آورد؟! و اين را سه بار تکرار فرمودند.) (2) و در جاي ديگر نيز فرمودند: «ان ابواب السماء تفتح في اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الي آخر ليلة منه» (به درستي که در نخستين شب ماه رمضان درب هاي آسمان گشوده مي شود و تا آخرين شب آن بسته نمي شود.) (3) از نشانه هاي عظمت اين ماه نسبت به ماه هاي ديگر همين بس که در قرآن از آن به بزرگي ياد شده و اين ماه را ماه نزول قرآن مي خواند.

دليل ناميده شدن اين ماه به عنوان ماه رمضان

در اين رابطه اشاره مي نماييم به حديثي از رسول مکرم اسلام (ص) که فرمودند: «انما سمي الرمضان لانه يرمض الذنوب» (رمضان بدين سبب رمضان ناميده شده است که گناهان را مي سوزاند.) (4) با توجه به اين حديث درمي يابيم که در ماه مبارک رمضان، گناهان بندگان آمرزيده شده و توبه آنان پذيرفته مي گردد، و مهم ترين دليل ناميده شدن اين ماه به عنوان ماه رمضان، به بيان رسول گرامي اسلام (ص) همانا آمرزيده شدن گناهان در اين ماه است. حال شايد در اينجا سؤالي در ذهن تداعي گردد که مگر در ماه هاي ديگر، گناهان انسان آمرزيده نمي شود؟ که در پاسخ بايد گفت بلي آمرزيده مي شود ولي در ماه مبارک رمضان که ماه ميهماني خداوند است، به نحو افزون تر که غير قابل وصف است توبه ها پذيرفته و گناهان آمرزيده مي شود. جنانچه پيامبر اعظم (ص) در مورد ارزش و برتري اين ماه فرمودند: «اگر بنده ارزش ماه (مبارک) رمضان را بداند، آرزو مي کند که سراسر سال ، رمضان باشد.» (5) اين در حالي است که آن حضرت، آن قدر بر حرمت و ارزش اين ماه تأکيد مي فرمودند که هر عاقلي بايد در نگهداري حرمت اين ماه کوشيده و کوتاهي نورزد، به طوري که پيامبر اعظم (ص) در حديثي ديگر فرمودند: «لا تقولوا رمضان بان رمضان اسم من اسماء الله تعالي و لکن قولوا شهر رمضان.» (نگوييد رمضان، چون رمضان يکي از نام هاي خداوند متعال است، بلکه بگوييد ماه رمضان.) (6)

سعي کنيم تا مي توانيم از اين ماه پر برکت غافل نشويم. هنگامي که روايات متعددي را که در شأن ماه مبارک رمضان وارد شده، بررسي نموده و در آن کمي تأمل نماييم، خواهيم ديد که در اين روايات تأکيد بسياري بر اين امر شده است که بندگان بايد سعي داشته باشند اين ماه را با همان غفلتي که در ماه هاي گذشته به سر مي برده اند، سپري ننمايند، چرا که اين ماه، ماهي است سرنوشت ساز که غفلت از آن موجب شقاوت و بدبختي انسان مي گردد، چنانچه امام صادق (ع) در سفارش به فرزندانش در هنگام حلول ماه مبارک رمضان مي فرمودند: « فاجهدوا انفسکم فان فيه تقسم الارزاق تکتب الاجال و فيه يکتب وفد الله الذين يفدون اليه وفيه ليلة العمل فيها خير من العمل في الف شهر» (جان هاي خود را به تلاش و کوشش وا داريد، زيرا در اين ماه روزي ها قسمت و اجل ها نوشته مي شود و در آن نام هاي ميهمانان خدا که بر او وارد مي شوند نوشته مي گردد، در اين ماه شبي هست که عمل (عبادت) در آن از عمل (عبادت) هزار شب بهتر است.)

امير مؤمنان حضرت علي (ع) نيز فرمودند: «روزي رسول خدا (ص) براي ما خطبه اي ايراد کرد و فرمود: اي مردم! همانا ماه با برکت و رحمت و آمرزش به شما روي آورده است، اين ماه نزد خدا، بهترين ماه است و روزهايش بهترين روزها و شب هايش بهترين شب ها و ساعت هايش بهترين ساعات. در اين ماه شما به ميهماني خدا دعوت شده ايد و در زمره بهره مندان از کرامت خداوند قرار گرفته ايد، در اين ماه نفس هاي شما تسبيح خداست و خواب شما عبادت است و اعمال شما پذيرفته و دعايتان به اجابت مي رسد... من برخاستم و عرض کردم يا رسول الله! بهترين عمل در اين ماه چيست؟ پيامبر فرمودند: اي اباالحسن! بهترين عمل در اين ماه خويشتنداري از حرام هاي خداوند عزوجل است.»(8)

همه اين احاديث از عظمت و ارزش والاي اين ماه پر برکت حکايت دارد، لذا هر انساني بايد در اين ماه شعله هاي نفس سرکش خود را فروکش نموده و در مقابل پروردگار خويش سر به خاک گذارده و همراه با پشيماني از اعمال گذشته و اشک ريزان، صداي «العفو» خود را به گوش آسمانيان و افلاکيان برساند و دل شيطان را با اين حرکت خود به درد آورد تا شايد در اين ماه به سعادت و رستگاري دست يابد.

پي نوشت ها:

1- آيه 185 سوره بقره

2- بحار الانوار، ج 96 ، ص 347 ، حديث 13

3- همان، ص 346، حديث 12

4- کنز العمال، حديث 23688

5- بحار الانوار ج 96 ،ص 344، حديث 8

6- کنز العمال، ح 23743

7- بحار الانوار ج 6،ص 375 ، ح 63

8- امالي شيخ صدوق

منبع http://www.leader.ir/langs/vijename/ramazan

دانشکده اصول الدين