صفحه نخست دانشکده علامه سيد مرتضي عسکري تأليفات
علامه عسکري(ره)
مقالات انتشارات پايان نامه ها کتابخانه ارتباط با ما
6 رمز موفقيت از نگاه امام علي عليه السلام

داشتن هدف در زندگي از لوازم اصلي حيات سعادتمندانه و معنادار است . انسان زماني امنيت خاطر و آرامش دارد که افق روشني براي آينده خود ترسيم کند و با انگيزه و رضايت دروني براي رسيدن به آنچه در آن افق مد نظر دارد، تلاش کند .

1- داشتن هدف

داشتن هدف در زندگي از لوازم اصلي حيات سعادتمندانه و معنادار است . انسان زماني امنيت خاطر و آرامش دارد که افق روشني براي آينده خود ترسيم کند و با انگيزه و رضايت دروني براي رسيدن به آنچه در آن افق مد نظر دارد، تلاش کند . بدترين حالت براي آدمي، زماني است که احساس سرگرداني کند و بلاتکليف بماند .

هم چنان که همه مخلوقات از بزرگترين آنها گرفته تا کوچکترين موجودات، بر پايه هدفي خلق شده اند، انسان هم - که اعجوبه خلقت است - در اين چرخه هستي بدون هدف نيست . به فرمايش امام علي عليه السلام: «فما خلق امرؤ عبثا 1کسي بدون هدف [و بيهوده آفريده نشده است .»

هيچ انساني بدون هدف خلق نشده، کارها و اعمالش بايد بر پايه هدفي صورت بگيرد . در اين عمر کوتاه زندگي، رسيدن به همه اهداف و آرزوها ممکن نيست، بنابراين بايد هدفي را که ارزشمندتر است انتخاب نمود . اگر اهداف متفاوت و متعدد دنبال شود نتيجه اي جز شکست و ناکامي نخواهد داشت: «من اوما الي متفاوت خذلته الحيل 2 کسي که به کارهاي مختلف بپردازد، نقشه ها [و پيش بينيهايش] به جايي نمي رسد .» و اگر بجايي هم رسيد مسائل مهمتر را ضايع خواهد کرد، چنان که علي عليه السلام فرمودند: «من اشتغل بغير المهم ضيع الاهم 3 کسي که به امور غير مهم بپردازد، مسائل مهم تر را ضايع مي سازد .»

کسي که دنبال موفقيت در کارهاست بايد در ابتداي امر، هدف خود را مشخص کند و بعد از اينکه مهمترين هدف را شناسايي کرد، با تمام توان جهت رسيدن به آن تلاش نمايد، چرا که موفقيت انسان در کارهايي است که فکر و انديشه را در همان کار بکار مي گيرد . امام علي عليه السلام فرمودند: «ان رايک لا يتسع لکل شي ء ففرغه للمهم4 فکر تو وسعتي که همه امور را فرا بگيرد ندارد، پس آن را براي امور مهم فارغ بگذار .»

البته به اين نکته نيز بايد توجه کرد که انسان براي رسيدن به هدف مجاز نيست از هر وسيله اي استفاده کند . به ديگر سخن هيچ وقت هدف وسيله را توجيه نمي کند، علي عليه السلام در اين زمينه فرمودند: «ما ظفر من ظفر الاثم به والغالب بالشر مغلوب 5 کسي که گناه به وسيله او پيروز شود، پيروز نيست و کسي که با بدي غلبه کند، شکست خورده است .»

2- داشتن همت

يکي از نيروهاي نهفته در وجود انسان، قوه اراده است که اگر به پرورش و تقويت آن پرداخته شود، بسياري از مشکلات روحي و جسمي را مي توان درمان نمود . داشتن اراده اي قوي و همتي عالي، از نشانه هاي مؤمن است . علي عليه السلام در بيان صفات مؤمن مي فرمايند: «بعيد همه؛ 6 همتش بلند است .»

حضرت امير عليه السلام قدر هر انساني را به اندازه همتش مي داند و مي فرمايد: «قدر الرجل علي قدر همته 7 قيمت و ارزش آدمي به قدر همت اوست .»

همت بلنـد دار کـه مـردان روزگار از همت بلند به جايي رسيده اند

همت بلند دار که نزد خدا و خلق باشد بـه قــدر همت تو اعتبار تو 8

از نکات قابل توجه در اين بحث اين است که بلند همتي با تن پروري سازگار نيست . طالب موفقيت بايد خود را از تن پروري بدور کند و با تمام توان خود، به تلاش و کوشش بپردازد . علي عليه السلام مي فرمايند: «فشدوا عقد المازر واطووا فضول الخواصر ولا تجتمع عزيمة ووليمة 9 پس کمربندها را محکم ببنديد و دامن همت بر کمر زنيد که به دست آوردن ارزشهاي والا با خوشگذراني ميسر نيست .» همچنين بايد از همراهي با انسانهاي دون همت و بدون پشتکار پرهيز کرد و بر آنها تکيه نزد . آن حضرت توصيه کردند: «ولا تامنن ملولا 10 بر آنکس که پشت کار ندارد تکيه مکن .»

آفت دونان به عالي همتان هم مي رسد دايما از کج نهادن پاي سر دارد خطر 11

امام علي عليه السلام فرمودند: «ان رايک لا يتسع لکل شي ء ففرغه للمهم فکر تو وسعتي که همه امور را فرا بگيرد ندارد، پس آن را براي امور مهم فارغ بگذار»

3- داشتن دوست خوب

خداوند انسان را موجودي نيازمند به غير خلق کرده است يعني جامعه انسانها طوري است که هر کسي به ديگري محتاج است . در اين ميان نقش گروه همسالان و بخصوص دوستان حساس و خطير است . درباره نقش دوستان همين نکته کافي است که شخصيت هر انسان را در اجتماع با دوستان او مي سنجند، همچنان که حضرت علي عليه السلام فرمودند: «فان الصاحب معتبر بصاحبه 12 هر کس را از آن که دوست اوست، مي شناسند

تا توانـي مي گريز از يار بد يار بـد بــدتـر بود از مار بدر

مار بد تنها تو را بر جان زند يار بد بر جان و بر ايمان زند

امام علي عليه السلام فرمودند: «لا ينبغي للمرء المسلم ان يواخي الفاجر فانه يزين له فعله ويحب ان يکون مثله ولا يعينه علي امر دنياه ولا امر معاده ومدخله اليه ومخرجه من عنده شين عليه 13 شايسته نيست که يک انسان مسلمان با فرد فاجر [و تبهکار] رابطه برادرانه برقرار کند، زيرا او عمل و رفتار خود را برايش زينت مي دهد و دوست دارد که او هم به مانند خودش شود و او را نه در امر دنيا و نه در امر آخرتش ياري نمي کند و رفت و آمدش براي او ننگ است .»

4- استفاده از تجربه ه

يکي ديگر از عوامل موفقيت، استفاده از تجربيات است . آنهايي که خود را بي نياز از تجربه مي دانند به مقصد نخواهند رسيد . چنان که علي عليه السلام فرمودند: «من غني عن التجارب عمي عن العواقب 14کسي که خود را از تجربه ها بي نياز بداند، سرانجام [امور] را نخواهد ديد .» کسي که دنبال هدفي عالي است و براي رسيدن به آن بايد از گردنه هاي پر پيچ و خم عبور کند تا بر مشکلات پيروز شود، بايد بداند که در اين راه نيازمند تجربه است . اميرمؤمنان علي عليه السلام فرمودند: «کل معونة تحتاج الي التجارب 15 هر امر مشکلي [که کمک لازم دارد] به داشتن تجربه ها نيازمند است .»

همچنين آن حضرت در نهج البلاغه فرمودند: «ومن التوفيق حفظ التجربة 16 حفظ تجربه بخشي از موفقيت است .»

معمولا کساني که در پي اهداف عالي هستند، دشمناني فرصت طلب نيز دارند که در حال مکر و نيرنگ اند . استفاده از تجربه يکي از راههاي شناخت فريب و نيرنگ است .

خوش بود گر محک تجربه آيد به ميان تا سيه روي شود هر که در او غش باشد 17

امام علي عليه السلام فرمودند: «من لم يجرب الامور خدع 18 آن کس که کارها را تجربه نکند، نيرنگ مي خورد .»

همچنين فرمودند: «ومن لم ينفعه الله بالبلاء والتجارب لم ينتفع بشي ء من العظة 19 کسي را که خداوند بوسيله گرفتاري ها و تجربه ها سود نرساند، از هيچ گونه موعظه اي بهره مند نخواهد شد .»

5- مشورت

شور و مشورت با صاحبان انديشه هاي پاک و همتهاي عالي، مسير انسان را در رسيدن به اهداف عالي هموار مي سازد . اشرف مخلوقات، حضرت نبي اکرم صلي الله عليه و آله - که عصاره خلقت بود - به همان اندازه که ديگران را به مشورت کردن دعوت مي کرد، خود نيز سعي وافر داشت تا در کارها مشورت کند، چنان که در جريان جنگ خندق چنين کرد .

هر کسي براي انجام کارهاي مهم نيازمند پشتوانه اي قوي است تا در بحرانها کمک و يار و مدد کار او باشد . مشورت يکي از پشتوانه هاي بزرگ مردان الهي است .

علي عليه السلام فرمودند: «لا ظهير کالمشاورة 20 پشتوانه اي همچون مشورت نيست .»

مشورت در کارها واجب شود تا پشيماني در آخر کم شود 21

از فرمايشات علي عليه السلام در نهج البلاغه استفاده مي شود کساني که داراي استبداد رأي هستند و عقيده خود را برترين مي دانند، در معرض خطري عظيم هستند . حضرت فرمود: «والاستشارة عين الهداية وقد خاطر من استغني برايه 22 مشورت نمودن چشمه هدايت است و کسي که [به خاطر راي شخصي] خود را مستغني از ديگران بداند، خويشتن را به خطر مي افکند .»

همچنين مي فرمايند: «من استبد برايه هلک ومن شاور الرجال شارکها في عقولها 23 کسي که در رأي خويش مستبد باشد، هلاک مي شود و کسي که با مردان مشورت نمايد، در عقلهاي آنان شريک خواهد شد .»

ترک مشورت در مسائل معنوي ومادي، شکست هاي جبران ناپذيري به بار مي آورد و در مقابل، مشورت با مردان خودساخته و صالح و صاحبان افکار عالي، انسان را در شناخت موارد خطا و اشتباه کمک مي کند و از مواجهه با خطا مصونيت مي بخشد . پرچمدار هدايتگران، مولي علي عليه السلام فرمودند: «من استقبل وجوه الآراء عرف مواقع الخطاء 24 کسي که از افکار [ديگران استقبال کند، موارد خطا را مي شناسد .»

همچنين مي فرمايند: «من استبد برايه هلک ومن شاور الرجال شارکها في عقولها کسي که در رأي خويش مستبد باشد، هلاک مي شود و کسي که با مردان مشورت نمايد، در عقلهاي آنان شريک خواهد شد»

با چه کساني مشورت کنيم؟

لازم است فردي طرف مشورت قرار گيرد که علاوه بر فهم و خرد و آگاهي نسبت به امر مشاوره، بتوان از مشورت با او بهره مند شد، به ديگر سخن به فرمايش مولي علي عليه السلام بايد با کسي مشورت کرد که عقل او را بپذيرد: «لا تشاور من لا يصدقه عقلک25 با کسي که عقلت او را تصديق نمي کند مشورت نکن .»

براي رسيدن به اهداف و دوري از حسرت و پشيماني لازم است انسان با افراد نصيحت گر، عالم و صاحب تجربه مشورت کند . علي عليه السلام مي فرمايند: «اما بعد فان معصية الناصح الشفيق العالم المجرب تورث الحسرة وتعقب الندامة 26 مخالفت با شخص نصيحتگري که مهربان و عالم و صاحب تجربه است، موجب حسرت مي شود و پشيماني را به دنبال دارد .»

همچنين آن حضرت فرمودند: «افضل من شاورت ذو التجارب 27 برترين کسي که با او به مشورت مي نشيني کسي است که تجربه ها اندوخته است .»

امام علي عليه السلام در توصيه خويش به فرماندار بصره، او را از مشورت با چند گروه برحذر مي دارد: «ولا تدخلن في مشورتک بخيلا يعدل عن الفضل ويعدک الفقر ولا جبانا يضعفک عن الامور ولا حريصا يزين لک الشره بالجور فان البخل والجبن والحرص غرائز شتي يجمعها سوء الظن بالله 28 بخيل را در مشورت خود دخالت نده که تو را از بخشش [و نيکوکاري] باز مي دارد و به تو وعده تنگدستي مي دهد . ترسو را در مشورت کردن دخالت نده که در [انجام] کارها [روحيه] تو را سست مي کند و حريص را [در مشورت کردن دخالت نده] که حرص را با ستمکاري در نظرت زينت مي دهد . همانا بخل و ترس و حرص، غرائز گوناگوني هستند که ريشه آنها بدگماني به خداي بزرگ است .»

6- نظم و برنامه ريزي

اولياي بزرگ اسلام، رعايت نظم و برنامه ريزي در کارها را از جمله مهمترين مسائل در زندگي انسان شمرده، آن را مورد تاکيد قرار داده اند .

علي عليه السلام در ضمن وصيت خود، خطاب به امام حسن و امام حسين عليهما السلام مي فرمايند: «اوصيکما وجميع ولدي واهلي ومن بلغه کتابي بتقوي الله ونظم امرکم 29 شما و همه فرزندانم و هر کس که نامه ام به او مي رسد را به ترس از خدا و نظم در کارهايتان سفارش مي کنم .»

براي هر انساني شايسته است در همه کارهاي زندگي برنامه منظمي داشته باشد تا بتواند از عمر خويش بهترين بهره را ببرد . يکي از نشانه هاي نظم اين است که انسان اوقات شبانه روز را بر نيازمنديهاي خويش تقسيم کند و زير بناي زندگي را که نظم است، محکمتر سازد و از بي نظمي که ضايع کننده عمر و بر باد دهنده استعدادهاست، دوري کند . علي عليه السلام در اين باره مي فرمايند: «للمؤمن ثلاث ساعات، فساعة يناجي فيها ربه وساعة يرم معاشه وساعة يخلي بين نفسه وبين لذتها فيما يحل ويجمل . وليس للعاقل ان يکون شاخصا الا في ثلاث، مرمة لمعاش او خطوة في معاد او لذة في غير محرم 30 براي مؤمن [در شبانه روز] سه ساعت [و زمان] وجود دارد، زماني که در آن با پروردگار خويش مناجات مي کند و زماني که هزينه زندگي را تامين مي کند و زماني براي واداشتن نفس به لذتهايي که حلال و مايه زيبايي آن است . خردمند را نشايد جز آن که در پي سه چيز شاخص باشد، تامين زندگي يا گام نهادن در راه آخرت يا [به دست آوردن] لذتهاي حلال .»

علي عليه السلام در ضمن وصيت خود، خطاب به امام حسن و امام حسين عليهما السلام مي فرمايند: «اوصيکما وجميع ولدي واهلي ومن بلغه کتابي بتقوي الله ونظم امرکم شما و همه فرزندانم و هر کس که نامه ام به او مي رسد را به ترس از خدا و نظم در کارهايتان سفارش مي کنم»

نظم و برنامه، سامان دهنده زندگي و وسيله اي برتر براي رسيدن به اهداف بزرگ است . با برنامه ريزي صحيح در زندگي مي توان ساعات عمر را پربار و از اتلاف عمر جلوگيري کرد .

بهره گيري از زندگي يکي از ميوه هاي نظم وبرنامه ريزي است . يکي از شاگردان حضرت امام خميني رحمه الله مي گويد: «نظم دقيق در زندگي از ويژگيهاي معروف امام است . به راستي عجيب بود که حتي براي مطالعه و قرائت قرآن و کارهاي مستحب و حتي زيارتها و دعاهايي که در وقت خاص هم وارد نشده بود، وقت خاص را تنظيم کرده بودند و هر کاري را بر طبق همان زمان بندي و تنظيم خاص انجام مي دادند، بطوري که براي هر کس که مدتي با ايشان مانوس و معاشر مي شد، مشخص بود که در چه ساعتي، مشغول چه کاري و انجام چه عملند، اگر چه در حضور ايشان نباشد و فرسنگها از محضرشان دور و جدا باشد.31» ثمره اين نظم دقيق را در زندگي امام امت مشاهده کرده ايم .

امام علي عليه السلام با توجه به تاثير نظم در نتيجه بخشي کارها، بر انجام امور روزانه در وقت خود به مالک اشتر سفارش مي کند که: «وامض لکل يوم عمله فان لکل يوم ما فيه 32 کار هر روز را در همان روز انجام ده [و آن را به روز بعد موکول مکن] زيرا براي هر روز کار خاصي است [که مجال انجام عقب افتادگيها را نمي دهد] .»

بخش نهج البلاغه تبيان

پي نوشت ها :

1) نهج البلاغه، حکمت 370 .

2) همان، حکمت 403 .

3) غررالحکم، شماره 10944 .

4) همان، شماره 555 .

5) نهج البلاغه، حکمت 327 .

6) همان، حکمت 332 .

7) همان، حکمت 47 .

8) ابن يمين .

9) نهج البلاغه، خطبه 241 .

10) همان، حکمت 211 .

11) لامع .

12) نهج البلاغه، نامه 69 .

13) کافي، ج 2، ص 460، ح 2 .

14) غررالحکم، شماره 10162 .

15) بحار، ج 75، ص 7، حديث 59 .

16) نهج البلاغه، حکمت 211

17) حافظ .

19) بحار الانوار، ج 74، ص 422; ارشاد مفيد، ج 1، ص 300 .

20) نهج البلاغه، حکمت 54 .

21) مولوي .

22) نهج البلاغه، حکمت 211 .

23) همان، حکمت 161 .

24) نهج البلاغه، حکمت 173 .

25) بحار الانوار، ج 72، ص 103، ح 33; مصباح الشريعه، ص 152، الباب الثاني والسبعون في المشاورة .

26) نهج البلاغه، خطبه 35 .

27) غرر الحکم، شماره 10075 .

28) نهج البلاغه، نامه 53 .

29) همان، نامه 47 .

30) همان، حکمت 390 .

31) پا به پاي آفتاب، اميررضا ستوده، ج 2، ص 170، نشر پنجره .

32) نهج البلاغه، نامه 53 .

منبع : پايگاه حوزه

 

دانشکده اصول الدين